لطف کنید
به این وبلاگ
مراجعه کنید .
خداحافظ
بلاگفا خسته...........
در دو روز گذشته دو خبر مهم در استان روی داد
اولین خبر مربوط به سخنرانی شیخ حمید رسایی نماینده شجاع مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در مسجد امام موسی بن جعفر (ع) بود که از مراسم حاشیه ای این سخنرانی قطع مکرر برق بود.

**************************************************
دومین خبر هم مربط به امروز سه شنبه 13/12/87 که دانشجویان عدالتخواه دانشگاههای قزوین به همراه طلاب و دیگر اقشار مختلف مردم استان در تجمعی اعتراض آمیز مراتب حمایت خود را از ۵ دانشجوی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، که توسط شیخ قدرت علیخانی مورد شکایت و پیگرد قرار گرفته اند اعلام کردند.
این تجمع که از ساعت 11 صبح تا ۳۰/۱۲ در مقابل دادسرای انقلاب اسلامی قزوین واقع در خیابان دروازه رشت قزوین ادامه داشت.





سلام بر آخرین پیام آور خدا
پیشگاه مقدّس و با عظمت شفیع امّ ، پیامبر رحمت ، حضرت رسول اکرم (ع) و دخت بزرگوارش ، شهید راه ولایت ، صدیّقه کبری ، سید ة النسا ء العالمین ، حضرت فاطمه زهرا (ع) و وصی و جانشین بر حق آن حضرت سید المظلومین ، امام المتقّین ، امیرالمومنین ، علی ابن ابیطالب (ع) و فرزندان آن بزرگوار از شهید بین در و دیوار حضرت محسن بن علی ( ع) تا منتقم آل محمد (ع) مهدی موعود ، منجی عالم بشریت ، حضرت بقیة الله الاعظم ، روحی و ارواح العالمین له الفداء و همه شیعیان و عاشقان و دوستداران خاندان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) خصوصاً روح پر فتوح عالم زاهد ، فاضل صمدانی ، فقیه اهل بیت ، عصمت و طهارت (ع) .
شروع کتاب با زندگی نامه حضرت محمد
نام مبارک : محمد
لقب معروف :رسول الله
کنیه شریف : ابولقاسم
نام پدر: عبدالله بن عبدالمطلب
نام مادر : آمنه
مادر رضاعی : حلیمه سعدیه
تاریخ ولادت : روز جمعه هفدهم ربیع الاول عام الفیل در سال 570 میلادی ( تقریباً شش هزار و صد و شصت وسه سال بعد از هبوط آدم )
محل ولادت مکه : مکّه مکرمه
تاریخ شهادت : مدینه منوره
علت شهادت : مسمومیت به زهر جفا
نام قاتل : دو نفر از زنان حضرت

شهادت نامه غریب مدینه *****امام حسن مجتبی (ع)*****
1 – تاریخ شهادت : پنجشنبه 28 صفر سال 50 هجری
2 – سن شهادت : 47 سال
3 – حاصل عمر : 8 پسر و 7 دختر
4 – علت شهادت : دستور معاویه
5 – نام قاتل : همسرش جعده دختر اشعث بن قیس کندی
6 – علت قاتل : همسری یزید و ملکه دربار شدن
7 – نحوه شهادت : نوشاندن زهر (سوده الماس) که از روم آمده بود و به واسطه مروان حکم به دست جعده رسید .
8 – مدفن : قبرستان بقیع ( عایشه و مروان حکم با عده ای از افرادشان با تیرباران کردن پیکر مطهر امام مانع از دفن ایشان در کنار رسول خدا (ص) شدند .)
9 – بازتاب خبر شهادت : 7 روز عزای عمومی در مکه و مدینه (دو شهر بزرگ حجاز) عزاداری در کوفه و بصره (شهر های مهم عراق) شادمانی در دربار شام

زندگینامه امام رضا (ع)
نام: على.
كنيه: ابوالحسن (چون كنيه امام موسى كاظم (ع) نيز ابوالحسن است، به امام رضا(ع) ابوالحسن ثانى نيز گفته مىشود).
القاب: رضا، صابر، رضى، وفى، فاضل و صديق.
از ميان لقبهاى فوق، «رضا» شهرت بيشترى دارد. علت اين كه آن حضرت را «رضا» ناميدهاند، اين است كه پسنديده خدا در آسمان و مورد خشنودى رسول خدا(ص) و ائمه اطهار (ع) در زمين بوده و دوستان و دشمنان به اتفاق از وى خشنود و راضى بودند.
منصب: معصوم دهم و امام هشتم شيعيان.
همچنين به مدت سه سال وليعهد مأمون عباسى بود.
تاريخ تولد: يازدهم ذيقعده سال 148 هجرى.
برخى مورخان تاريخ تولد آن حضرت را سال 151 هجرى و برخى ديگر سال 153 هجرى، پنج سال پس از وفات امام جعفر صادق(ع) دانستهاند.
محل تولد: مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى).
نسب پدرى: ابوالحسن، موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن علىبن ابىطالب(ع).
نام مادر: نجمه. نامهاى ديگرى نيز براى او نقل شده است؛ مانند: تكتم، اروى، سكن، ام البنين، شقرا، خيزران، سمانه، صقر و طاهره.
اين بانوى فاضله كه با تربيت حميده -مادر امام موسى كاظم(ع)- به كمالات انسانى و اخلاق اسلامى دست يافته بود، بهترين زنان عصر خويش در تعقل، ديندارى و حيا بود.
مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، امام موسى كاظم (ع)، در رجب سال 183، تا سال 203 هجرى، به مدت بيست سال. آن حضرت در سن 35 سالگى به امامت رسيد.
تاريخ و سبب شهادت: آخر ماه صفر سال 203 هجرى به وسيله زهرى كه مأمون عباسى در خراسان به آنحضرت خورانيد. حضرت رضا (ع) در هنگام شهادتش، 55 ساله بود. برخى سال شهادت آن حضرت رإ؛ حح سال 205 و برخى 201 هجرى دانستهاند.
محل دفن: مشهد مقدس (در استان خراسان، در كشور ايران).
همسران: 1. سبيكه يا خيزران، مادر امام محمد تقى (ع). 2. ام حبيبه (دختر مأمون). و چند ام ولد.
فرزندان: 1. امام محمد تقى (ع) كه پس از شهادت پدرش، در سن هفت سالگى به امامت رسيد.
علماى شيعه ايشان را تنها فرزند امام رضا (ع) دانسته اند؛ اما در برخى منابع، فرزندان ديگرى نيز براى آن حضرت ذكر شده است كه عبارتند از: 2. ابو محمد حسن. 3. جعفر. 4. ابراهيم. 5. حسن. 6. عايشه. 7. فاطمه.
خدا حافظ ماه محرم و صفر

مدت مدیدی بود، می خواستم به تهران بروم تا اینکه با یکی از اساتید بزرگ روزنامه نگاری تماس گرفتم تا در مورد نشریه منتشر شده ام(مینوی خرد) که قبلا برایش ارسال کرده بودم، نظر بخواهم تا که این برزگوار گفت: من فلان روز در دانشگاه تهران کلاس دارم. همین بهانه شد تا سفری یک روزه به تهران داشته باشم. در این دیدار پرخیر و برکت بعد دو ساعت صحبت از سیاست ،فرهنگ ،روزنامه نگاری و.... به همراه این استاد عزیز به سراغ یکی دیگر از اساتید بزرگ روزنامه نگاریرفتیم. در این میان چند استاد دیگر را هم دیدم . روزی خوبی بود. بعد از مدتی ندیدن اساتید بزرگ این دیدار برایم خیلی ارزشمند بود . اما از همه مهمتر که یکی از اساتید بزرگ در عرصه عکاسی به من گفت وبلاگ یا وب سایت یا سایت داری گفتم ای یه وبلاگ سیم خاردار نیمه فعال دارم. اون استاد گفت اسمش چیه گفتم سیم خاردار یه لبخندی زد و گفت عجب اسم بامزه ای داره. بعد گفت عکس هایت را چه کار می کنی؟گفتم تو آرشیو کامپیوتر نگه داری می کنم .گفتم همین امروز برو یه وبلاگ مخصوص عکس هایت درست کن من هم اطاعت کردم .این هم وبلاگ فقط مخصوص عکس هایم.(بنده چون اسم اساتید را نگفتم شاید راضی نباشند.)
حالا به این وبلاگ هم سری بزنید. عکسهای من
بالاخره با تلاش بچه ها توانستیم شماره جدید نشریه مینوی خرد را
روانه دکه ها کنیم. به گفته بسیاری از دوستان این شماره هم از
نظر صفحه بندی و مطالب بهتر از شماره گذشته شده است. این
روزها هم در تلاش هستیم تا شماره نوروزی را پربارتر روانه دکه ها
کنیم.
حالا شما این شماره را بخوانید و نظرتان را بفرماید.
منتظریم؟

سلام
وقت ماندن کم کم در حال اتمام است
از بعد از دهه محرم که مراسم سنگین هیئت را داشتیم، نتوانستم سری به وبلاگم بزنم .آنقدر کارهای عقب مانده داشتم که حتی فرصت دیدن پیامهای محبت آمیز دوستان عزیز را نداشتم. بعضی اوقات نهار با شام یکی می شد. وقتی به آخرین باری که مطلب نوشتم نگاه کردم دیدم روز بیستم دی ماه بود و امروز هم۱۱ بهمن ماه چقدر زمان به سرعت می گذرد به قول آن عالم ربانی هرروز که از عمرت که می گذرد به مرگ نزدیک می شویم. ای کاش می توانستیم زمان را از حرکت در آوردیم .ای کاش می شد از زمان به نحو احسن استفاده کرد و فردا غصه زمان های گذشته را نخوریم .
این روزهای مشغول بستن شماره جدید نشریه جدید مینوی خرد هستیم .
دیگر زمان نیست زمان رفتن نزدیک است آیا توشه ای داریم................
یک کربلا*** یک زینب(ع)***
در پیدایش و تكمیل نهضت و فرهنگ عاشورا، حضرت زینب علیهاالسلام شریك امام حسین علیه السلام بود، كه در مجموع مىتوان گفت حضور و شركتش در این نهضت عظیم، پس از امام حسین علیه السلام از همه بیشتر بود. او از مدینه تا مكه و از آن جا تا سرزمین كربلا، و در ماجراى عاشورا، یار و یاور مخلص و پشتوانه نیرومند امام حسین علیه السلام بود، تا آن جا كه دو نوجوانش محمد و عون علیه السلام را در روز عاشورا فداى نهضت امام حسین علیه السلام كرد، وقتى امام حسین علیه السلام پیكر به خون تپیده این دو جوان را از میدان به كنار خیمه آورد، زینب علیهاالسلام از خیمه بیرون نیامد، که مبادا رنج امام حسین علیه السلام با دیدن زینب علیهاالسلام افزون شود، ولى در مورد حضرت على اكبر علیه السلام از خیمه بیرون دوید و به استقبال جنازه پاره پاره او شتافت، و با برادرش همنوا گردید، و مطابق پارهاى از روایات، زینب علیهاالسلام براى تسلى خاطر امام حسین علیه السلام زودتر به بالین على اكبر علیه السلام رفت، هنگامى كه امام حسین علیه السلام به قتلگاه رسید، نخست نگاهش به زینب علیهاالسلام افتاد، و این تدبیر، در فرو نشاندن شدت ناراحتى امام حسین علیه السلام نقش به سزایى داشت.

محتشم کاشانی خطبه حضرت را اینگونه به زبان شعر باز میگوید:
...ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمان فتاد
بیاختیار نعره «هذا حسین» از او
سر زد چنان که آتش از او در جهان فتاد
پس با زبان پرگله آن بضعهالرسول
رو بر مدینه کرد که یا ایها الرسول:
این کشته فتاده به هامون حسین توست
واین صید دست و پا زده در خون حسین توست...

زينب كبرى يك زن بزرگ است . عظمتى كه اين زن در چشم ملت هاى اسلامى دارد از چيست ؟ نمى شود گفت به خاطر اين است كه دختر على بن ابيطالب عليه السلام ، يا خواهر حسين بن على عليه السلام است . نسبت ها هرگز نمى توانند چنين عظمتى را خلق كنند. همه ائمه ما، دختران و مادران و خواهرانى داشتند؛اما كو يك نفر مثل زينب كبرى ؟
ارزش و عظمت زينب كبرى ، به خاطر موضع و حركت انسانى و اسلامى او بر اساس تكليف الهى است . كار او، تصميم او، نوع حركت او، به اين طور عظمت بخشيد. هر كس چنين كارى بكند، ولو دختر اميرالمؤ منين عليه السلام هم نباشد، عظمت پيدا مى كند بخش عمده اين عظمت از اين جاست كه اولا موقعيت را شناخت ؛هم واقعيت قبل از رفتن امام حسين عليه السلام به كربلا، هم موقعيت لحظات بحرانى روز عاشورا، هم موقعيت حوادث كشنده بعد از شهادت امام حسين را؛و ثانيا طبق هر موقعيت ، يك انتخاب كرد اين انتخاب ها زينب را ساخت .

حضرت زینب علیهاالسلام در كوفه دو خطبه خواند، حذیم بن شریك اسدى مىگوید: "به زینب علیهاالسلام نگاه كردم، سوگند به خدا تا آن روز بانوى پوشیده و نجیبى را همانند او ندیده بودم كه آن چنان شیوا، قاطع و شیرین سخن بگوید، گویى سخنانش از زبان حضرت على علیه السلام فرو مىبارید، به مردم اشاره كرد كه ساكت باشید، با این اشاره نفسها در سینهها حبس شد، زنگهایى كه در گردن اسبها و استرها بود از حركت باز ایستاد، آن گاه خطبه را با حمد و سپاس خدا و درود به پیامبر صلی الله علیه و آله و خاندانش شروع كرد."
آن چنان خطبه زینب علیهاالسلام مردم را تحت تاثیر قرار داد كه صداى گریه و شیون آنها بلند شد، آنها در ماتم عمیق فرو رفتند، حیران و بهت زده، اظهار پشیمانى مىكردند كه چرا به یارى امام حسین علیهالسلام نشتافتهاند.
در مجلس یزید، همه چیز در ظاهر به نفع یزید بود، اما آن هنگام كه زینب علیهاالسلام خطبه خواند به راستى همه چیز را دگرگون كرد، و شام یزیدى را به شام غریبان تبدیل نمود، و هم چون صاعقه سوزان و رگبار شدید سرزنش بر همه زندگى ننگین یزید بود در این جا نظر شما را به چند بخش از آن خطبه جلب مىكنم:
"و كیف یرتجى مراقبه ابن من لفظ فوه اكباد الازكیا، و نبت لحمه من دماء الشهدا؛ به راستى چگونه توقع و امید دلسوزى از پسر آن كسى باشد كه دهانش جگر پاكان را جوید و بیرون انداخت و گوشتش از خون شهیدان رویید."
یزید قبل از این خطبه افتخار كرده بود كه از فرزندان خندف است، كه با سیزده واسطه به او مىرسید، و خندف در عصر خود به عنوان بانوى خیراندیش معروف بود، زینب علیهاالسلام در این مورد با یزید مقابله به مثل كرد گویى به او فرمود: به جده سیزدهم خود مناز، بلكه به جده نزدیك خود "هند" مادر معاویه را بنگر كه در جنگ احد جگر حضرت حمزه را درآورد و به دهان كشید و به خون آشامى معروف بود، چرا راه دور مىروى؟! "فوالله ما فریت الا جلدك، و لا جزرت الا لحمك...؛ سوگند به خدا جز پوست خود را ندریدى، و جز گوشت خود را نبریدى، و قطعا با همین بارى كه از ریختن خون خاندان رسالت، و هتك حرمت آنان بر دوش دارى، نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد مىگردى، در آن هنگام كه خداوند همه را جمع مىكند، و حق آنان را باز مىگیرد."
**هرچه تلاش کردم نتوانستم تیتری در وصف بانوی عالم پیدا کنم**
سلام بر سقای کربلا
هرگرفتاری داری ذکر ابوالفضل میگیره
نداره هیچ راه چاره ذکر ابوالفضل میگره
ابوفاضل ابو فاضل ابوالفضل
بی دست کربلا دست ما را بگیر

ابوالفضل هست صاحب منصب است او
عملداراست هم سقا است عباس(ع)
اسیر چشم های اوست طوفان
خروش پاک دریاهاست عباس(ع)
ندیده چشم عالم مثل رزمش
که زور بازوزش مولای عباس(ع)
میان دیدی پر اشک مهدی(عج)
همیشه روضه اش برپاست عباس(ع)
وقتی آب در برابر سقای کربلا شرمنده می شود...............

السلام علیک یا ابا عبدالله حسین(ع)
کسانی که نمیتوانند عاشورا را درک کنند به جنایت اسرائیل غاصب کمی نگاه کنید تا شاید درک کند حسین بی علی (ع)و اصحابش در اون صحرای محشر چی کشیدند.

البته این قضیه هرگز با بلای عظیم کربلا قابل مقایسه نیست.

فقط به خاطر این که خبر روز دنیا است.
مرگ بر اسرائیل

امان از دل زینب(س)

ناخدای کشتی غم زینب(س) است

سلام بر عباس(ع)
سلام بر زینب(س)
سلام بر اون ۷۲ نفری که ستون فقرات امام حسین(ع) را تشکیل داده اند.
سلام بر عزاداران حسین(ع)
بازهم هم بوی محرم اومد. بازهم پیراهن سیاه را به تن کردیم.
مدتی بود مشغول برگزاری و سیاه پوشان کردن هئیت عشاق العباس(ع) بوده ایم.
قرار است ۱۱ شب در آدرس ذیل در خدمت عشاقان امام حسین(ع) باشیم.
انشاله بتوانیم نوکران خوبی برای مهمان زهرای مرضیه (س) باشیم.
شب ها مراسم عزاداری و سوگواری سالار شهیدان
عالم از ساعت ۳۰/۸ تا ۱۱ شب در قزوین چهارراه
پادگان کوچه آبان حسینه مکتب الزهرا(س)
هئیت عشاق العباس
خداوند پس از غدیر خم برای کسی حجت و عذری باقی نگذاشت .
******حضرت فاطمه زهرا (س )******
« من كنت مولاه فهذا على مولاهاللهم وال من والاه و عاد من عاداه و... »
«اى مردم هركس من مولاى اويم، على مولاى اوست، خداوندا كسانى را كه على را دوست دارند، دوست بدار و كسانى كه او را دشمن دارند، دشمن دار و...»

غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى» ، بلكه به عنوان یك«عید اسلامى» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنتهاى خاصىرا مىطلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آنرا بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزشهاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین(علیهم السلام)احیاگردد.
سابقه «غدیر» و «عید گرفتن» این روز مقدس، به زمان پیامبراكرم(ص) مىرسد. در دوران ائمه دیگر نیز این سنت دینى ادامه داشته و امینان وحى الهى، همچون امام صادق(ع) و امام رضا(ع) آن را آشكار ساخته و یادش را گرامى و زنده نگه مىداشتند. پیش از آنان نیز، امیرالمومنین(ع) احیاگر این عید بود.
رمز عید بودن«غدیر» نیز، كمال دین و اتمام نعمت در سایه تداوم خط رسالت در شكل و قالب امامت بود.
به فرمان پیامبر خدا(ص) مسلمانان مامور شدند « ولایت» را به صاحب ولایت تبریك گویند و با آن حضرت بیعت كنند. رسول خدا نیز براین نعمت الهى شادمانى كرد و فرمود: « الحمدلله الذى فضلنا على جمیع العالمین.»
آیه قرآن كه به صراحت، این روز را روز اكمال دین و خشنودى پروردگار از این واقعه و این تعیین وصى دانسته، رمز دیگرى از عید بودن غدیرخم است. فرخندگى این روز و عظمت این مراسم و عید بودن غدیر، در آن روز و لحظه برهمگان روشن بود. این نكته را حتى «طارق بن شهاب» مسیحى كه در مجلس عمربن خطاب حضور داشت، فهمیده بود كه گفت: اگر این آیه "الیوم اكملت لكم دینكم..."(مائده / 3) در میان ما نازل شده بود، روز نزول آیه را عید مىگرفتیم. هیچ یك از حاضران نیز حرف او را رد نكردند. خود عمر نیز سخنى گفت كه به نوعى پذیرش حرف او بود.
این جملات همان خطبه رسول اکرم(ص) بود و مردمان همزمان این جملات را تکرار کردندو به لب جاری کردند:
ما شنيديم و اطاعت مىكنيم و راضى هستيم و سر تسليم فرود مىآوريم درباره آنچه از جانب پروردگار ما و خودت بما رساندى درباره امر امامت اماممان على امير المؤمنين و امامانى كه از صلب او بدنيا مىآيند.بر اين مطلب با قلبهايمان و با جانمان و با زبانمان و با دستانمان با تو بيعت مىكنيم.بر اين عقيده زندهايم و با آن مىميريم و(روز قيامت)با آن محشور مىشويم.تغيير نخواهيم داد و تبديل نمىكنيم و شك نمىكنيم و انكار نمىنمائيم و ترديد به دل راه نمىدهيم و از اين قول بر نمىگرديم و پيمان را نمىشكنيم.
و بعد از وفات رسول اکرم(ص) همه اینها را فراموش کردند.خداوند لعنت کند کسانی که این خطبه ها خواندن و تکرار کردند و بعد فراموش کردند.
لعنت بر اولین و آخرین...........
